على محمدى خراسانى
298
شرح كفاية الأصول (فارسى)
2 - امتيازاتى كه سبب اقربيت يك خبر به واقع مىشود و لو نوعا و شأنا ( ظن نوعى يا شأنى ) . 3 - امتيازاتى كه سبب ظن فعلى و شخصى به صدق و حق بودن يك خبر مىشوند . 4 - امتيازاتى كه سبب هيچيك از سه امر مذكور نمىشوند و صرفا از باب تعبد در لسان اخبار آمده است . حال مىگوئيم كه شيخ اعظم به مرجحاتى كه موجب ظن فعلى به صدق مىشوند تعدى كرد . استاد ايشان جناب سيد مجاهد به هر مزيتى كه سبب ظن فعلى به صدق مىشوند تعدى كرد ؛ ولى ما معتقديم كه اگر بناست از مرجحات منصوصه تعدى كنيم ، بايد به هر عاملى كه مزيت و امتيازى براى خبر محسوب مىشود تعدى كنيم و لو موجب ظن هم نشود و صرفا يك امتياز تعبدى باشد ( و چنان كه در فصل قبلى در پاسخ از دليل دوم طرفداران ترجيح گفتيم . هر مزيتى و لو در ملاك و مناط حجيت خبر هم دخالتى ندارد و سبب تقويت و تاكد آنهم نمىشود . ) و لزومى ندارد به خصوص مزاياى ظنى و گمانآور تعدى كنيم . دليل ما بر تعميم آن است كه در مقبوله پارهاى از عوامل به عنوان مزايا ذكر شده كه هرگز سبب اقربيت يك خبر به واقع يا سبب ظن فعلى به صدق و صدور يك خبر نمىشوند و اصلا به مناط و ملاك كارى ندارند و آنها عبارتند از اورع و افقه بودن كه در مقبوله آمده . بيان مطلب : گاهى اورع بودن از اينجا سرچشمه مىگيرد كه فلانى از همهء گناهان و حتى شبهات پرهيز دارد . آن هم حتى شبهه يا حرام قولى يعنى دروغ هم نمىگويد ، چنين چيزى سبب ظن به صدق كلام او مىشود و يا خبر او را به واقع نزديكتر مىكند و همان مقصد شيخ اعظم يا سيد مجاهد را تامين مىكند ؛ ولى گاهى منشا اورع بودن آن است كه از شبهات عملى اجتناب دارد ؛ يعنى سيگار نمىكشد ، قليان نمىكشد ، لقمه شبههناك نمىخورد و . . . يا سبب اورع بودن آن است كه خيلى در عبادت جدوجهد دارد و سجدههاى طولانى دارد و . . . كه اگر اينها عوامل اورع بودن باشند ، ربطى به خبر و روايت او نداشته و سبب ظن به صدق و صدور خبر او